زمان مطالعه : ۴ دقیقه

هوگه (Hygge) یک واژه دانمارکی به معنای قدردانی کردن از یک احساس یا یک لحظه است. فرقی نمی کند که این حس در چه مکان و چه زمانی رخ داده باشد؛ وقت وقوع آن تنها بوده باشی یا در کنار دوستانت، در خانه باشی یا در محیط کار، در حال انجام کارهای روزانه و عادی باشی یا حال و هوایی شاد، راحت و به خصوص را تجربه کنی.

هوگه نیاز به دانستن و یادگیری “چطور” یا خریدن و تهیه کردن “چیزی” ندارد! هوگه یک چیز نیست و هرکس بنا به درکی که نسبت به آن دارد، توضیح متفاوتی درباره آن می دهد. وسیله مناسب برای هوگه یا غذای هوگه وجود ندارد و همه چیز به خود تو بستگی دارد. هوگه به معنای واقعی کلمه به آگاهی و قابلیت درک و زندگی در لحظه نیاز دارد؛ به همین دلیل است که بسیاری از افراد هوگه را یک حس می دانند؛ چرا که تا زمانی که تو هوگه را درک نکنی و با جان آن را حس نکنی، نمی توانی از این مفهوم استفاده کنی.

یکی دیگر از تعریف های مناسب برای مفهوم هوگه، “هنر خلق صمیمیت و خودمانی بودن” است (چه این صمیمیت با خودت باشد، چه با دوستان یا حتی با خانه ات باشد). چون هیچ واژه انگلیسی یا تعریف ساده ای برای واژه هوگه وجود ندارد، بسیاری از افراد تلاش کرده اند این واژه را با مفاهیمی مثل راحتی، خودمانی بودن، احساس خوشبختی، شادی، رضایت، امنیت، خویشاوندی، اطمینان و سادگی تعریف کنند. 

مردمان دانمارکی هوگه را خلق کردند چون تلاش می کردند از خستگی و ملالت، سرما، تاریکی و روزمرگی نجات پیدا کنند و حس غیر قابل توصیف هوگه راهی برای آن ها بود که در لحظه بودن را پاس دارند و قدر لحظه ها را بدانند. با وجود سرمای شدید و تاریکی هوا، یک راهکار ساده برای روشنایی و تغییر حال و هوا، روشن کردن شمع و خوردن قهوه صبحگاهی، یا خوردن یک غذای خانگی در کنار دوستان و عزیزان است. این که هرکس چه راهکاری برای شادی و رضایت از لحظه ها را انتخاب می کند، به روحیه و خواست افراد مختلف بستگی دارد و همین موضوع به هوگه روح و مفاهیم متفاوتی داده است. 

دانمارکی ها با تعیین تشریفات ساده اما روزمره (مثل دم کردن چای طبیعی در یک قوری چینی گلدار یا پیاده روی تا گل فروشی و خریدن یک شاخه گل) به زندگی شخصی و گروهی خود مثل یک هنر نگاه می کنند و این قواعد ساده را رعایت می کنند. آن ها هوگه را به زندگی روزمره خود دعوت کرده اند و به جای اینکه مسائل عادی و روزانه را یک کار اجباری و پر استرس بدانند، آن ها را جزئی از روند طبیعی زندگی تصور می کنند. فرقی نمی کند که این کار ساده چه است و چه تبعاتی دارد؛ مهم لذت بردن از آن است. خلق لحظه های شاد و در لحظه زندگی کردن است که اهمیت دارد. حتی اگر این کار ساده، روشن کردن یک شمع کوچک موقع غذا خوردن باشد.

قطعاً برای تو هم مثل من پیش آمده که گرفتار روزمرگی شوی و از انجام کارهای تکراری خسته و ناامید شده باشی. هوگه یک طرز فکر متفاوت اما ساده است که زندگی را برای ما خوشایندتر و دوست داشتنی تر می کند و این فرصت را برای ما فراهم می کند که از ساده ترین مسائل و رویدادها لذت ببریم. در واقع باید بدانیم زندگی هیچ چیز نیست جز همین رویدادهای ساده، تکراری و عادی که در لا به لای آن ها وقایع متفاوت و هیجان انگیز، خودی نشان می دهند. باید این واقعیت را بپذیریم که این وقایع متفاوت و هیجان انگیز تنها بخش کوچکی از زندگی ما را تشکیل می دهند و اگر قرار باشد برای باقی زمان ها و رویدادهای تکراری و روزمره، احساس یکنواختی کنیم و از زندگی لذت نبریم، کسالت و خستگی ما را از پا در می آورد.

هوگه تنها یک تلنگر است که حقیقت زندگی را به ما یادآوری می کند! این جهان از همین وقایع تکراری تشکیل شده و همین تکرار مکررات است که آن را زیبا کرده است. هوگه آگاهی است! آگاهی در مورد زمان حال و درک لحظه ای که در آن زندگی می کنیم. شاید تمام آنچه که ما برای شادی و احساس خوشبختی به آن نیاز داریم، تغییر نگرش ما نسبت به زندگی و آرام طی کردن این مسیر، در میان تمام شلوغی ها و درگیری های روزمره است. اگر غذا می خوریم، اگر به دیدار دوستی می رویم، اگر در خیابان قدم می زنیم یا حتی استراحت می کنیم، چرا از همین لحظه لذت نبریم؟ موقع غذا خوردن شمعی روشن کنیم و از عطر غذا مست شویم؛ وقتی به دیدار دوستمان می رویم برای او یک شاخه گل بخریم و از دیدن لبخندش کیف کنیم؛ وقتی در خیابان قدیم می زنیم به اطراف نگاه کنیم و هر چند قدم یکبار لی لی کنیم! زندگی ساده است و همین سادگی هاست که آن را زیبا می کند! قدر لحظه را بدانیم! در این دنیای شلوغ که هیچکس حواسش به خودش هم نیست، زندگی کنیم!