زمان مطالعه : ۱۹ دقیقه

تا به حال فکر کرده ای که ما چرا از زیورآلات و اکسسوری های کوچک و بزرگ استفاده می کنیم؟ درست است که اکسسوری ها و زیورآلات، بخش بسیار کوچکی از استایل روزانه ما را تشکیل می دهند، اما این کوچکی به معنای بی اهمیتی یا کم نقش بودن نیست. یک استایل ساده با انتخاب زیورآلات درست و مناسب، چنان تغییر می کند که تصور این میزان زیبایی و شیک بودن، بدون کمک آن اکسسوری غیر ممکن خواهد بود. درست است که زیورآلات براق و رنگی یا جواهرات چنین ویژگی دارند و اساساً همین برق و درخشان بودن آن هاست که نظر بسیاری از مردم را به خود جلب می کند؛ اما چند سالی است که نوع دیگری از زیورآلات و اکسسوری ها به ما معرفی شده اند که شاید برق و درخشش چندانی ندارند، اما چنان چشمگیر و متفاوت هستند که نمی توان به سادگی از کنار آن ها گذشت. این زیورآلات از متریال های متفاوتی چون چوب، پارچه، رزین، چرم و… تولید می شوند و در بسیاری از موارد دست ساز هستند؛ یعنی در شاخه صنایع دستی و آثار هنری قرار می گیرند و همین موضوع جذابیت و ارزش آن ها را بیشتر می کند. در این زیورآلات دست ساز، چیزی فراتر از زیبایی ظاهری یا ارزش مادی جریان دارد؛ آن هم روح و فکر هنرمند است که در مسیر ساخت و تولید این آثار هنری، در بطن ماده اولیه جا گرفته و آن را به یک شیء ارزشمند تبدیل کرده است…

امروز قرار است یک برند ایرانی را به تو معرفی کنم که جذابیت های بیشماری برای خود من دارد و مطمئنم تو هم از آشنایی با تولیدات بی نظیر این هنرمندان لذت خواهی برد. این برند ایرانی، در زمینه طراحی و ساخت زیورآلات دست ساز فعالیت دارند و آثار آن ها بسیار ظریف، دقیق، متفاوت و بی نقص است. “آقا و خانم هنرمند” (Mr&Mrs. Artist)، زوج جوان و با استعدادی هستند که مهمان امروز منودلیارند که زندگی و فعالیت حرفه ای آن ها، داستانی جالب و شنیدنی دارد…

با شنیدن نام برند آقا و خانم هنرمند، اولین چیزی که به ذهن ما خطور می کند این است که یک زوج هنرمند، کارشان را از ابتدا با همراهی و مشارکت آغاز کرده اند و برند مشترک خود را همراه با زندگی عاشقانه شان شکل داده اند؛ اما جالب است بدانی که برند “آقا و خانم هنرمند” زمانی شروع به کار کرد که “خانم آرتیست” به تنهایی زیورآلات چوبی می ساخت و “آقای آرتیست” در نقطه دیگری از ایران به زندگی خودش مشغول بود! مهشید یا همان خانم هنرمند قصه ما می گوید: “از سال ۹۲، کار ساخت و فروش اکسسوری های ریز و چوبی را از طریق فضای مجازی شروع کردم. همسرم از سال ۹۴ با من همراه شد. از دوران کودکی به چوب علاقه مند بودم. شاخه درختان را جمع می کردم و با آن ها کاردستی درست می کردم. در دوران مدرسه درس حرفه و فن را دوست داشتم و اولین کار واقعی که انجام دادم، جعبه ای چوبی بود که برای درس حرفه و فن درست کردم”.

آقا و خانم هنرمند، کار طراحی و ساخت اکسسوری های کوچک و زیورآلات چوبی خود را به طور خودآموز و با آزمون و خطا آغاز کرده اند. علاقه مهشید به دست سازه ها و صنایع هنری کوچک، با بالا رفتن سن او بیشتر و بیشتر شد! او در دوران نوجوانی محصولات بافتنی، دستبند و باکس های هدیه می ساخت. تا اینکه در دوران دانشجویی تصمیم گرفت علاقه اش به چوب را دنبال کند و در کارگاه تولید محصولات چوبی در میدان نقش جهان اصفهان مشغول به کار شود. او درباره این دوران می گوید: “از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب در کارگاه کار می کردم و فقط روزی ۶۰۰۰ تومان دستمزد می گرفتم. اصلاً برای من به صرفه نبود، اما کار با چوب را دوست داشتم. هروقت که فرصت می کردم، از خرده چوب هایی که به درد کارگاه نمی خورد، برای خودم چیزهای کوچک درست می کردم. یک بار با همین تکه چوب ها برای دوستم نماد فروهر درست کردم و اسم یکی دیگر از دوستانم را با چوب ساختم. همه اطرافیانم از این زیورآلات چوبی کوچک خوششان می آمد؛ این طور شد که کار ساخت اکسسوری ها و زیورآلات چوبی را آغاز کردم. محصولاتم را از طریق facebook و Vchat معرفی می کردم و می فروختم. این جا بود که برند “آقا و خانم هنرمند” شکل گرفت. اسم برند و صفحه کاری ام را “آقا و خانم هنرمند” گذاشتم تا حاشیه ای ایجاد نشود…”.

در همین دوران، علیرضا که همان آقای آرتیست قصه ماست، در شهر دیگری به کار ساخت ماکت معماری مشغول بوده و به دلیل علاقه ای که به محصولات چوبی داشته، در یک کارگاه تار سازی شروع به کار می کند. تا اینکه از طریق اینستاگرام با برند “آقا و خانم هنرمند” آشنا می شود و پیشنهاد همکاری می دهد. از این جاست که عبارت “آقا و خانم آرتیست” به حقیقت می پیوندد و این زوج هنرمند، با هم یار می شوند.

وقتی آقا و خانم هنرمند با هم آشنا شدند، مهشید در استان مازندران دانشجو بوده است. علیرضا به این استان سفر می کند. مهشید خاطرات این دوران را چنین تعریف می کند: “هیچ کدام از ما پشتوانه مالی از طرف خانواده نداشتیم. با علیرضا که آشنا شدم، تصمیم گرفتیم با هم کار کنیم. او به شمال آمد و با پول قرضی جایی را اجاره کردیم تا زیورآلات چوبی بسازیم. پولی که اوایل کار به دست می آوردیم آنقدر کم بود که فقط برای اجاره خانه و پرداخت بدهی ها خرج می شد. اما رفته رفته پول هایمان را جمع کردیم و از شر قرض ها خلاص شدیم”.

آقای هنرمند فوق دیپلم مکانیک است؛ خانم هنرمند هم دیپلم گرافیک دارد و در رشته صنایع دستی دانشجو بوده؛ اما خیلی زود از تحصیل انصراف داده است. او در این باره می گوید: “دوست ندارم چیزی که خودم بلدم را به من یاد بدهند. دانشگاه برای من خسته کننده بود؛ چون خیلی چیزها را در طول این سال ها یاد گرفته بودم و دوست داشتم کار عملی انجام دهم. مدرک دانشگاه به درد کار و علاقه من نمی خورد؛ به همین دلیل انصراف دادم”.

آن ها زندگی و کار مشترک خود را از شمال ایران آغاز کرده اند، بعد به اصفهان رفته اند و حالا ساکن تهران هستند. در واقع زندگی و کار آن ها از هم جدا نیست. این زوج هنرمند همیشه و هر لحظه کنار هم هستند و خانه و کارگاه آن ها هم یکی است. کار برای آن ها، هم سرگرمی و هم منبع درآمد است؛ چرا که با عشق و علاقه اکسسوری ها زیورآلات چوبی را می سازند و لحظه لحظه با کارشان زندگی می کنند. مهشید درباره درهم تنیدگی کار و زندگیشان می گوید: “ما همیشه با هم هستیم و مشغله های کاری باعث آزارمان نمی شود. همیشه دستمان به کار است؛ گاه حتی وقتی به خانه والدین مان می رویم یا با دوستانمان دور هم جمع می شویم هم کارمان را انجام می دهیم. اگر در حال ساخت نباشیم هم به کارهای جدید و ایده های تازه فکر می کنیم تا بتوانیم متفاوت باشیم. گرچه هردوی ما دچار درد گردن شده ایم و چشم هایمان ضعیف شده است، آنقدر به کارمان علاقه داریم که هیچ چیز جلوی پیشرفت ما را نمی گیرد. در مورد کارهای هم نظر می دهیم، از ایده های جدید ذوق می کنیم و با تمام وجود سعی داریم پیشرفت کنیم”.

اوایل، کار طراحی محصولات آنها طبق نظر مشتری و سفارش هایی که می گرفتند پیش می رفت. مثلاً کسی که می خواست به یک خواننده هدیه ای بدهد، یک میکروفن چوبی کوچک سفارش می داد یا یک عکاس حرفه ای دوست داشت یک دوربین کوچک چوبی داشته باشد. اما مسیر کاری آن ها در طول این سال ها بسیار تغییر کرد و مدتی است که ترجیح داده اند سراغ چیزهایی بروند که خودشان دوست دارند. این زوج هنرمند فرم های مورد علاقه خودشان را با متریال هایی چون چوب، رزین، سنگ و فلز می سازند و تمام هدفشان این است که کیفیت کارهای خود را بالا ببرند و خاص و منحصر به فرد باشند. برای انتخاب طرح ها و مدل ها، ترکیبی از خلاقیت و الهام را به کار می گیرند. آن ها نمونه های مشابه خارجی را به دقت بررسی می کنند، از آناتومی بدن حیوانات و چیزهای طبیعی الهام می گیرند و در نهایت چیزی را خلق می کنند که ریشه در ذهن خلاق، بینش هنری و دستان توانمند آن ها دارد.

سفارشی کار کردن و طبق نظر مشتری پیش رفتن مزایای زیادی دارد و بسیاری از افراد دوست دارند این زوج هنرمند طرح های دلخواهشان را برای آن ها بسازند و خاطرات و علایق آن ها را با چوب ماندگار کنند؛ اما مهشید دل خوشی از سفارش گرفتن ندارد: “مردم همیشه به ما لطف دارند و با تعریف ها و حمایت هایشان به ما انگیزه می دهند؛ اما بعضی کامنت های منفی، انرژی ما را می گیرد. کاش مردم همه جوانب کار را در نظر می گرفتند و بعد قضاوت یا مقایسه می کردند… کپی کارها زیاد شدند و از روی کارهایی که ما با جان و دل می ساختیم، خیلی سطحی تقلید می کردند. این کار به تنهایی برای اعصاب خردی و ناراحتی ما کافی بود؛ اما بعضی افراد بدون اینکه به کیفیت، طرافت و تمیزی کار توجهی داشته باشند، قیمت کار ما با نمونه های تقلیدی را با هم مقایسه می کردند. مثلاً مشتری ها این نکته را در نظر نمی گیرند که کار هرچه کوچکتر باشد و سایز کمتری داشته باشد، سخت تر است و نیاز به مهارت و زمان بیشتری دارد و همین دو سانتی متر تفاوت اندازه هم تأثیر زیادی در نتیجه کار دارد. هرچه کار ظریف تر، کوچکتر و تمیزتر باشد، زمان بیشتری می برد و بنابراین هزینه هم بالاتر خواهد رفت. همین موضوعات باعث شد تصمیم بگیریم دیگر سفارشی سازی نکنیم و فقط کارهای خاص و متفاوتی بسازیم که قابل مقایسه با دیگر کارها نباشد”.

آن ها محصولات هنری و زیورآلات دست ساز خود را تنها از طریق اینستاگرام به فروش می رسانند و با فروشگاه یا گالری خاصی برای فروش محصولات ارتباط ندارند. خانم آرتیست معتقد است تفکر مردم در زمینه زیورآلات بسیار تغییر کرده است و به کار دست، خیلی بیشتر از قبل بها می دهند: “خیلی ها به ما می گویند این دیگر چه کاری است! این تنها یک تکه چوب ساده است و ارزشی ندارد! اما ما عمر، جوانی و جسم مان را برای ساخت این زیورآلات دست ساز می گذاریم و طرفداران خودمان را داریم. مردم به ما اعتماد دارند و وقتی به آن ها می گوییم که کار ما، کار دست است؛ ارزش آن را بیشتر درک می کنند. شاید به قول برخی افراد، این زیورآلات تنها از یک تکه چوب ساده ساخته شده باشند، اما همین تکه چوب بخشی از عمر یک درخت است که عمر ما هم با آن همراه شده است…”.

آقا و خانم هنرمند بر کیفیت و منحصر به فرد بودن زیورآلات دست ساز شان تأکید دارند و برای ساخت کارها همیشه بهترین متریال ها را انتخاب می کنند. همین موضوع هم باعث بالا رفتن کیفیت کار نهایی می شود و این نکات ساده اما کلیدی است که کار آن ها را از سایر رقبا متمایز می کند. مهشید در این باره می گوید: “ما راه را برای فعالیت برندهای دیگر هم باز کردیم و حالا هنرمندان زیادی هستند که به ساخت زیورآلات دست ساز و متریال های دیگر مشغولند. با این حال ما همیشه سعی می کنیم بهترین باشیم و از بهترین متریال ها استفاده کنیم. حتی روغنی که برای روکش نهایی کار و جلا دادن به سطح چوب استفاده می کنیم هم خارجی و بسیار گران قیمت است؛ اما فکر می کنیم استفاده از این محصول با کیفیت، کیفیت زیورآلات خودمان را بالاتر می برد. مثلاً یکی از همکاران ما به چسب بدنه بسته بندی کار توجهی نکرده بود و وقتی محصولش را برای مشتری ارسال کرده بود، کل کار به بدنه داخلی بسته بندی چسبیده بود. همه این ها باعث افت کیفیت و نارضایتی مشتری می شود. ما سعی می کنیم حواسمان به همه مسائل ریز و درشت باشد”.

شاید فکر کنی سبک زندگی که مهشید و همسرش برای خود انتخاب کرده اند، سرشار از آرامش مالی و وضعیت مادی بسامان است؛ اما این زوج خلاق و کوشا زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته اند: “ما کار و زندگی را به معنای واقعی کلمه از زیر صفر آغاز کردیم. یک گاز قدیمی تک شعله داشتیم که بخاری ما بود، روی آن غذا می پختیم و خلاصه تنها منبع حرارتی ما بود. نه یخچال داشتیم و نه ماشین لباسشویی… پول قرض کردیم و هر دفعه یک تکه ابزار ضروری کارمان را خریدیم و سعی کردیم پیشرفت کنیم. ظاهر و تجملات زندگی برای ما هیچ اهمیتی نداشت و هرچه درآمد داشتیم را خرج خرید ابزار می کردیم. شاید کسی بتواند با خرید ابزار، یک شبه و به سرعت به جایی که ما در این سال ها رسیدیم برسد و پیشرفت کند؛ اما همه چیز در زندگی و کار ما ارزشمند است، چون برای آن با جان و دل تلاش کرده ایم و زحمت کشیده ایم… بعد از دو سال زندگی مشترک، توانستیم ماشین لباسشویی بخریم و من آنقدر از این اتفاق هیجان زده شده بودم که تمام دو ساعتی که ماشین در حال کار بود، جلوی آن نشسته بودم و چرخشش را تماشا می کردم…”. به نظر من همین شور و شوقی که این زوج جوان نسبت به کار و زندگی دارند، هنر آن ها را متمایز کرده و باعث شده زیورآلات دست ساز شان آنقدر خاص و ظریف باشد. حقیقتاً روح والای آن ها در محصولاتشان زندگی می کند و به اثر، بعد تازه ای می دهد…

از آقا و خانم اسمارت در مورد کارآفرینی و گسترش فضای کاری شان سؤال کردم؛ اینکه اگر امکانات آن ها بیشتر شود و فضای کاری گسترده تری داشته باشند، دوست دارند کارآفرینی کنند و به جوانانی مثل خودشان پر و بال بدهند؟ به نظر می رسد این زوج جوان از تجربه این کار خاطره خوبی ندارند. مهشید در این باره می گوید: “ما کارآفرینی را دوست داریم. این کار هم برای بالا رفتن تعداد محصولات ما خوب است و هم ذات آموزش دوست داشتنی است. اما شرایط مالی ما اجازه این کار را نمی دهد. از طرف دیگر، همکاری با دیگران را هم دوست داریم، اما از این کار تجربه جالبی نداریم. چند بار پیش آمده که کسی برای همکاری آمده و مدتی ساخت زیورآلات دست ساز و کار با ابزار را یاد گرفته و تنها شرط ما این بوده که در کنار ما و همکار ما باشد؛ اما بعد از یادگیری چم و خم کار از ما جدا شده و کارهای ما را کپی کرده است. همکاری از راه دور هم برای ما جالب نیست، چون کیفیت کار را از راه دور نمی توانیم بررسی کنیم و ما در مورد این موضوع و محصولی که به دست مشتری می رسد بسیار سخت گیر هستیم. همه این ها باعث شده ما از همکاری یا کارآفرینی دلسرد شویم و در خانه خودمان کار کنیم. یک مشکل دیگر هم داریم و آن این است که خانه ما از محل کارمان جدا نیست و نمی توانیم هرکسی را به محل زندگی مان راه بدهیم. با همه این ها، اگر روزی شرایط تغییر کرد و توانستیم محلی برای کار اجاره کنیم، دوست داریم همکاران خوش ذوق و با استعدادی داشته باشیم و کارمان را با کمک دیگران گسترده تر کنیم”.

خب… این هم داستان آقا و خانم هنرمند، که حقیقتاً نام زیبا و پر معنایی را برای خودشان انتخاب کرده اند. واقعاً اگر نام ساخت یک دوبین عکاسی کوچک و ظریف، با ابعاد سانتی متری را هنر نگذاریم، چه واژه دیگری برای وصف آن می توانیم به کار ببریم؟! تمام کارهای این زوج پویا، پر از ایده های ناب، تجسم خلاق و استعداد هنری است که به کاری که شاید خیلی ها از پس آن بربیایند و تقلیدی از آن را ارائه کنند، رنگ و بوی تازه ای داده است.

اگر دوست داری با هنر و زیورآلات دست ساز آقا و خانم آرتیست آشنا شوی، پیشنهاد می کنم از صفحه اینستاگرام آن ها با عنوان “آقا و خانم هنرمند” بازدید کنی.

منودلیار مقاله های زیر را به تو پیشنهاد می کند:

هنر اصیل سوزن دوزی، در کیف های نوستالژیک برند “راژانه”

طراحی لباس گلاره: زیبا، هنرمندانه و متفاوت

راویولی اسفناج و سرآشپز ایتالیایی در کوچه پس کوچه های دربند