زمان مطالعه : ۲ دقیقه

چقدر به ‌حالت‌هایِ احساسی و عاطفی واقعی‌ات نزدیک هستی و بهشون بها می‌دی؟ منظورم احساسات و عواطفِ یه روزت نیست. اونایی که مدام از ذهنت می‌گذرن و در رفتار و عقایدت تاثیر می‌ذارن. تا حالا زمانی رو گذاشتی برای اینکه قشنگ بشینی این احساسا رو بازشون کنی و ببینی اصلا چی هستن؟ از کجا اومدن؟ رو چه چیزایی تاثیر دارن؟ پیدا کردن رابطه‌ی بین احساسایِ مداومی که داریم با رفتار، گفتار و عقایدِ مداوم، آدم رو به یک مرحله‌ی عمیق‌تری از خودآگاهی می‌رسونه. تو از احساساتت آگاه می‌شی و اگه پیامدهاش رو دوست نداشته باشی، با این آگاهی می‌تونی کنترلشون کنی و اگه برات پسندیده باشه، می‌تونی تقویتشون کنی و به دنبالش کیفیت روابطت با باقیِ آدم‌ها هم بیشتر می‌شه.

به علاوه اینکه رابطه‌ای که با خودت می‌سازی، تنها رابطه‌ای هست که می‌تونی تضمین کنی تا آخر زندگیت، هر روز همراهته (اگه خوب و موثر بسازیش). بنابراین وقتایی که فکرای منفی و سرکوب‌کننده درباره‌ی خودت تو سرت می‌چرخه، فکر کن اگه دوست صمیمیت همچین حسی به خودش داشت و باهات درمیون می‌ذاشت چی بهش می‌گفتی؟ حالا همونا رو خطاب به خودت بگو (یا حتی تو یه دفتر بنویس). این‌طوری آروم آروم یاد می‌گیری که خودت رو بیشتر دوست داشته باشی و به جای سرکوب و تحقیر کردن خودت راه بهتری پیدا می‌کنی. راهی که با دوست داشتن همراهه!

منودلیار مقاله های زیر را به تو پیشنهاد می کند:

خود فیزیکی

من و اجتماع